![]() |
![]() |
|
|
میان آتش و خاکستر
زن موهای سپیدش را در اینه جا گذاشت فکرش را نمی کرد تو جسارت جوانی ات را روی میز " ما جنگجوی خوبی نیستیم" هر بار از برابر آینه میگذرم مردی عصابه دست بکارتم را می گرید |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط هانیه سبحانی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
چش چش دو ابرو
منو می بره خماری رد یه بوسه ی سرخ می مونه یادگاری نشه که مستی ما بیاد و باز به در شه یه کاری کن خدایا عزیز من خبر شه عقربه گیج گیجِ میای و بر می گردی من که هنوز خمارم نگفته دارم حرفی چش چش دو ابرو خمار و مستی ما بیت آخر هنوز نیومده!!!!!!!!! |
|
RSS
|