RSS
زن
موهای سپیدش را در اینه جا گذاشت
فکرش را نمی کرد
تو
جسارت جوانی ات را
روی میز
" ما جنگجوی خوبی نیستیم"
هر بار از برابر آینه میگذرم
مردی عصابه دست
بکارتم را
می گرید